دانلود رمان ارباب خشن و هات من از ناشناس

دانلود رمان ارباب خشن و هات من از ناشناس

-

ساحل :هنوز به خاطر مرگ اربـاب بزرگ لباس سیاه به تن داشتم اما نمـیـدونم آقا یاشار، پسر اربـاب کیانی بزرگ که قراره اربـاب جدیـد بشـه از این موضوع راضی هست یا نه .چون بعد از اومدنش همه لباس مشکی رو از تنشون در آورده بودن، آهی کشیـدم و سینی رو با یه دست نگـه داشتم .بعد از نفس عمـیقـی چند تقِ به در اتاقِ اربـاب جدیـد زدم، بعد از دقایقـی با صد ای سرد و خش داری گفت : + بیا تـو .آروم در و باز کردم که دیـدم با بالا تنهی برهنه روی تخت دراز کشیـده و چشمهاش رو بستـه، با خجالت نگـاهم رو از هیکل عضلهایش دزدیم و با صدای آرومـی گفتم:– اربـاب براتـون شربت آوردم. بعد از چند لحظه گفت : + نمـیـدونستم اینجا برده ی دختر که جوون باشـه هم داره…تازه کـاری؟
بدون این که نگـاهش کنم گفتم : – خیر اربـاب .+ چند وقتـه اینجایی ؟ – از…بچگی .باز هم سکوت کرد و بالاخره گفت :+ سینی رو بذار روی مـیز .سریع اطاعت کردم و خم شـدم و سینی رو روی مـیز گذاشتم که لیوان تکونی خـورد . با ترس نگـهش داشتم تا نریزه، وقتی ایستاد نفس راحتی کشیـدم و خـواستم بلند بشمکه نوازش دستی رو روی با*س*ن*م حس کردم.

  • نوع فایل PDF
  • زبان
  • تعداد صفحات 1220

نویسنده رمان

دانلود رمان ارباب خشن و هات من

هم اکنون کاملترین نسخه رمان ارباب خشن و هات من را در سایت دنیای رمان دانلود کنید

بدون شک این نسخه کاملترین نسخه رمان ارباب خشن و هات من میباشد

قسمتی از رمان ارباب خشن و هات من:

تنم خشک شد و با چشمای گرد شده به رو به روم نگاه کردم.
با لحن عجی بی گفت : + جوووون عجب چیزی رو زیر دامن قایم کردی .
تنم یخ بست و سریع با ترس بلند شدم و به سمتش برگشتم…خدای من چه قد بلند
بود! با خواهش گفتم : – ار…اربـاب من باید برم…خواهش میکنم.
با بیرحمی چونه ام رو توی دستش گرفت و فشار داد، اشک توی چشمهام جمع شد، با خشم توی صورتم غرید :
+ کی بهت اجازه داد حرف بزنی هان؟ چه طور جرات کردی که تو روی من بایستی و مخالف خواسته من باشی ؟

من اربـاب جدیدم فهمییییدی ؟
با بغض سری تکون دادم و دستش از روی چونه ام سر خورد و به سمت روسریام رفت، قبل از این که جلوش رو بگیرم روسری ام رو با یه حرکت کشید و موهام بیرون ریخت .
در برابرش ضعیف بودم…اون اربـاب بود! خدایا باورم نمیشه که پسر اربـاب داره این کار و باهام میکنه. سرش تو یقه ام فرو رفت و من تنم بیشتر یخ بست .
دستش روی س*ی*ن*م نشست و من اشک ریختم…منی که حتی نذاشتم یه نامحرم نگاهم کنه و حالا.. .نتونستم تحمل کنم و دوباره نالیدم

دانلود رمان ارباب خشن و هات من

لینک دانلود پس از خرید برای شما نمایش داده میشود

شماره پشتیبانی09336284240

  • لینک های دانلود
  • 0
  • 4,411
رمان های مشابه

بخش نظرات این مطلب از طرف مدیریت بسته شده است و امکان ارسال نظر وجود ندارد.