دانلود رمان تصاحب گر

دانلود رمان تصاحب گر

هیچوقت عشق با دنیل از ذهنم خطور نکرده بود . فقط یه اشتیاق از راه دور بود... شایدهم یه عشق یک طرفه . اون مردیه که من بنا به دلایلی هرگز نمیتونم داشته باشمش . وقتی نگاهش بهم رخنه کرد جلوی تپش زیاد قلبم رو نگرفت . وقتی اروم اروم تپش قلبم پائین اومد وقتی نگاهشو برگردوند و باعث شد حس بی ارزشی کنم و یادم اورد که اون هرگز مال من نمیشه . سال ها گذشته ولی یه نگاه از سمت اون همه چیز رو برمیگردونه ولی زمان همه چیز رو تغییر میده . گرمایی توی نگاهش هست که از سال ها قبل بیاد میارم ... تنش بینمون که فکر میکردم یه طرفه است ." بهم بگو توام منو میخوای " صداش از ظلمت شب به گوش میرسه و من نمیتونم مقاومت کنم . درواقع اینجاست که داستان من شروع میشه ..

  • نوع فایل PDF
  • تعداد صفحات 250

دانلود رمان تصاحب گر

هم اکنون کاملترین نسخه رمان تصاحب گر را در سایت دنیای رمان دانلود کنید

بدون شک این نسخه کاملترین نسخه تصاحب گر میباشد

حلاصه رمان تصاحب گر :

با انگشتام دور گردنش رو میگیرم و هم زمان با اون دستم ا*لتم رو میگیرم .
” میخوام بهم نگاه کنی ” اگر چه بسختی نفس میگیرم ولی بهش میگم. حس میکنم زیر دستم بزاق دهنشو قورت میده و سرشو برای تایید تکون میده . سرشو فشار میدم به دیواره اش و اون زیر من میلرزه .
نا*له ارومش تو ذهنم بازتاب میشه و ناگهان تمام خودم رو واردش میکنم . هر ذره از خودم رو وقتی چشماش گشاد میشن و اه*ی بلند میکشه تماشاش میکنم . لعنتی… چه حس خوبی میده و اون سریعا دور ا*لتم به ارگا*سم میرسه .
نه میتونم حرکت کنم نه نفس بکشم . اگه حرکت کنم من بدون شک باهاش ار*ضا میشم . از هر ذره کنترلی که دارم استفاده میکنم تا تماشاش کنم و این لحظه رو تا ابد بیاد بیارم . وقتی سعی میکنه کمرشو خم کنه بدنش میلرزه .
ولی سعی میکنم به سمت پائین نگه اش دارم تا همشو بتونه بگیره . دستاش میرن به سمت گردنش . ناخناش دارن تو انگشتام فرو میرن وقتی پشت سرهم فشار میدم . فشارمو کمتر میکنم تا بذارم نفس بکشه . اره… جوریکه میذاره بدنش رو در اختیارم بگیره رو دوست دارم …
مال من همش مال منه. اتاق پر از صدای های حاصل از سک*س منه. اروم میشم و فشار میدم داخلش و اون نفس عمیقی میکشه . تپش قلبشو حس میکنم و میبینم مقابلم چطور تقلا میکنه .
محکم لبا*مو روی لباش میارم . با سی*نه های چسبیده به من میتونم حس کنم چطور قلبش مقابل سی*نه ام محکم میتپه . ناخن هاش به پائین بازوهام میره و مطمئنم نیستم میخوادم برای تقاضای بیشتری کنه یا دست رد بهم بزنه . لبا*مو از روی لباش برمیدارم تا نفس بکشه و اون اسممو فریاد میزنه و صدا میپیچه . واکنشش باعث میشه بیشتر بخوام ادامه بدم با تمام انرژی که دارم… مال من. با انگشتام رون ها*شو میگیرم و سرعت ظالمانه مو میبرم بالا .
هر فشار منو بیشتر و بیشتر به لذتی که باعث میشه ارض*ا بشم تقریبا میرسونه . پاهام پیچ میخورن و سعی میکنم نفس بکشم ولی تمام انرژیمو میذارم روی نگاه کردن بهش. وقتی اسممو فریاد میزنه دندوناش قروچه میشن و مچ پاهاش دور باس*نم گره میخورن .
وقتی بطور وحشیانه ای روی ا*لتم ارض*ا میشه دستشو از قسمت تحتانی من برمیداره. بدنم میخواد تسلیم بشم و سرمو بذارم روی گردنش وقتیکه درونش ارض*ا میشم ولی نمیتونم هنوز نه . وقتی دوباره اسممو فریاد میزنه دوباره کلمه مال من از دهنم خارج میشه.
وقتی زیرمن تقلا میکنه کمرش خم میشه و به س*ینه ام فشار وارد میشه. ” به من نگاه کن ” بهش دستور میدم وقتی عمیق خودمو داخلش فشار میدم .
برای اولین بار از وقتی داخلش رفتم بهش نگاه میکنم . ال*تم محکم به حرارتش میخوره . بازش میکنم و باعث میشه لبا*ش فرم یه او بی نقص رو بگیره. نگاهش به نگاهم دوخته میشه همراه با سرکشی که قبلا هرگز ندیده بودم . موهای ال*تم زنونگیش رو نوازش میکنه ….

  • لینک های دانلود
  • 0
  • 379
رمان های مشابه

دیدگاه کاربران