دانلود رمان دامینیک

دانلود رمان دامینیک

جذابیت دامینیک همه دخترهای اطرافش رو تحت تاثیر قرار می‌ده، اما برونا نه تنها ازش خوشش نمیاد که با تمام وجود ازش متنفره! و همین انگیزه‌ای میشه برای دامینیک تا با شیطنت‌ها و گذشتن از خط‌قرمزها توجهشو جلب کنه تا جایی که…

  • نوع فایل PDF
  • تعداد صفحات 1070

دانلود رمان دامینیک

هم اکنون کاملترین نسخه رمان دامینیک را در سایت دنیای رمان دانلود کنید

بدون شک این نسخه کاملترین نسخه رمان دامینیک میباشد

قسمتی از رمان دامینیک :

چرا داری با من اینکارو میکنی ؟ وقتی هوش و حواسم برگرده سرجاش به خاطر این کار میکشمت.و وقتی ضربه ای به سمت باس*نم زد بوسیدمش.همونطور که دست راستشو به سمت جلوی شلو*ار جینم میلغزوند محکم و عمیق بوسیدم با انگشت هاش ضربه ای روی قسمت جلوی شلوارم زد و به حرکتی ناگهانی در عرض چند ثانیه دکمه و زیپشو باز کرد .
مقابل دهانش نفس کشیدم :دامینیک خواهش میکنم مطمعن نبودم داشتم ازش میخواستم لمسم نکنه یا التماس میکردم که لمسم کنه در حال حاظر ذهنم بی نهایت گیج بود.همونطور که دستشو توی شور*تم فور میبرد زمزمه کرد :فقط اروم باش بیبی و اجازه بده دردتو آروم کنم.وقتی انگشتش بین لایه های نرم و خیسم لغزید و بعد انگشت شستش روی دسته عصب های کوچکی که باعث ایجاد همچنین دردهایی شده بودند مال*ید هینی کشیدم.نا*لید برونا بیبی تو خیلی خی*سی و دوباره لب هامو برای بوس*ه ای به دهان گرفت.اصلا نتونستم بوس*ه اشو درست جواب بدم چون وقتی انگشت شست حرکت چرخشی آرومی روی روی کلیت*وریس متورمم شروع کرد باعث شد چشم هام چپ بشن.مقابل دهانش نفس کشیدم:اوه خدایا !صورتمو تماشا کرد انگار چیزی که داشتم حس میکردم یه جورایی تو اجزای صورتم منعکس شده بود.دستور داد :نگاهت به من باشه .با درخواستش نبض زدن شدت پیدا کرد و نیاز به اینکه اون همه جامو لمس کنه داشت غیر قابل تحمل میشد.التماس کردم :آره آره بازم ادامه بدهو به زحمت نگاهمو توی چشم هاش نگه داشتم.دانلود رمان دامینیک
در حالکیه انگشت شستشو سریعتر میچرخوند زمزمه کرد:حس خوبی داره خوشگله ؟لگنم تکونی خورد و اون بخند زد :اینو به معنی آره در نظر میگیرم پاهـ ـاتو یکم بیشتر برام باز ن با پررویی کاری که گفت رو انجام دادم و وقتی که انگشتشو بین لایه هام پایین لغزوند و با احتیاط درونم فرود برد کمی بلندتر نال*یدم.حتی برای یه نگشت هم خیلی تن*گی بیب نمیتونم صبر کنم تا حلقه شدنت دور الت*م رو حس کنم تو منو میکشی خوشگله ، اینو میدونم.
بعد از اینکه انگشتش چندبار درونم تل*مبه زد برگشت سراغ کلیت*وریسم و با سرعتی بیشتر از قبل انگشتشو روش چرخوند . که باعث شد صداهایی از خودم دربیارم که نمیدونستم تواناییشو دارم .وقتی حس کردم بدنم داره اتیش میگیره نفس نفس زدم :اوه خدایا خیلی خب الان میتونی تمومش کنی دامینیک داره فراتر از حد تحملم میشه من نمــ نمیتونم …حرفمو قطع کرد:داری ارض*ا میشی بیب همش به خاطر اینه بذار …..

دانلود رمان دامینیک

  • لینک های دانلود
  • 0
  • 577
رمان های مشابه

دیدگاه کاربران