دانلود رمان دختر خلافکار از سوما آتشبار

دانلود رمان دختر خلافکار از سوما آتشبار

مـی خـواهی ستاره باشی یا سوار بر ستاره …
برای ستاره بودن بایـد خـود را به آب و اتش زد اما سوار بر ستاره بودن فقط بال پرواز مـی خـواهد
همـیشـه ستاره باش تا دیگران برایت بال پرواز در آورند…..
نوری باش که در سیاهی ظلم پدیـدار شوی تا چشم بینندگـان خیره ی تـو باشـد …………
نه انقدر روشن که باعث کوری چشم شوی که دیگر کسی به تـو ننگرد ونه انقدر خاموش که قدرت دیـدن نباشـد ….
همـیشـه به وقت خـود روی بنما وقتی ندرخش که گویند دیگر چه حاجت است…………..

  • نوع فایل PDF
  • زبان
  • تعداد صفحات 230

نویسنده رمان

دانلود رمان دختر خلافکار

هم اکنون کاملترین نسخه رمان دختر خلافکار را در سایت دنیای رمان دانلود کنید

بدون شک این نسخه کاملترین نسخه رمان دختر خلافکار میباشد

قسمتی از رمان دختر خلافکار:

صدای کفشهام تمام کوچه رو پر کرده بود یه صدایی ساخته بود بیا وببین …
اه اینجا هم که همیشه هیچکی نیست.
مثل همیشه وارد رستوران شدم …..اها یادم نبود از خودم بگم من یه دخترم که توی یک رستوران کار میکنم یک خواهر و دو تا بردار دارم یکی از برادرام از خودم سه سالی بزرگتره ولی خواهر و برادر دیگم از من کوچیک ترن ….
خوب امروز باید چیکار کنم اها باید برم سر کار شریفم طی کشیدن …
طی رو برداشتم و شروع به تی کشیدن کردم سرم پایین بوداحساس کردم یکی بهم نزدیک شد
-سلام
+علیک چی میخوای
باز این پسره ی بی ریخت اینجا پیداش شده اینم ول کن نیست .

– مثل بقیه مشتریم اومدم یه چیزی بخورم
+چی میخوای برات بیارم
-یه لیوان آب
هه خسته نباشه بهانه ی دیگه ای نداشت بیاد اینجا اطراق کنه …..براش یه لیوان آب آوردم . ومشغول کارم شدم وقتی طی کشیدن تموم شد سرم رو بلند کردم دیدم این پسره ی خل هنوز اینجاست داره منو نگاه میکنه …..یه چشم غره بهش رفتم تا بفهمه چند چندیم .
رفتم از این پیرزن غر غرو اجازه بگیرم یکم زود تر برگردم خونه ، از شانس خوشکلمون صاحب کارما یه پیرزنه ،از اون پیر زن بد اخلاقا.
+سلام خانم خوبین
-علیک سلام بعد یه ساعت کار تازه اومدی برای سلام کردن
+ترو خدا ببخشین گفتم کارمو زود تر تموم کنم امروز چند ساعتی زود تر برم
-هر روز اینو میگی نه دیگه نمیشه
+ترو خدا خانم اخه مجبورم باید کارهای خونه رو هم انجام بدم

-اخرین بارت باشه
+ای به چشم خدا حافظ
-خداحافظ
با نیش باز از رستوران رفتم بیرون این پیرزنه هم هی میگه اخرین بارت باشه هر روزم اجازه میده دمش گرم بخدا…….امروز خیلی زود از رستوران زدم بیرون هنوز مشتری هم نیومده بود .
با احساس خیسی صورتم رشته افکارم پاره شد سرمو بلند کردم بارون میبارید سرعت قدم هامو زیاد کردم خونه ی ما یکی دو کوچه پایین تر از رستورانه واسه همین دیگه نیازی نیست با تاکسی بیام همینجوری پیاده میامو میرم .
رسیدم دم در خونه ،خونه که نه خرابه بگم بهتره ولی همینم داریم خدا رو صد مرتبه شکر درو زدم بعد چند دقیقه شایان (برادر کوچیکم) درو باز کرد یه دستی به موهای خرمایی خوشکلش کشیدم .
+سلام داداشی خوشکلم
-اولاً سلام دوماً مگه من دخترم میگی خوشکل
+باشه بابا ببخشید خوشتیپ خان . حالا بیا بریم داخل
-من میرم فوتبال یه ساعت دیگه میام

+باشه مواظب خودت باش
-چشم
یه نگاه به اطرافم انداختم خونه ی ما یه حیاط کوچیک داره که پر از وسایل های بی استفادست خلاصه یه قبرستونه آهنه واسه خودش .
سه پله تا در هال رو بالا رفتم و…

دانلود رمان دختر خلافکار

لینک دانلود پس از خرید برای شما نمایش داده میشود

شماره پشتیبانی09336284240

  • لینک های دانلود
  • 0
  • 205
رمان های مشابه

بخش نظرات این مطلب از طرف مدیریت بسته شده است و امکان ارسال نظر وجود ندارد.