دانلود رمان عمویم نباش

دانلود رمان عمویم نباش

-

دستی به لباس عمو کشیدم و با عشوه همیشگیم به گردنش زبون زدم.من الان میخوامت؛ امشب!چشم هاشو تا به تا کرد و گفت:با این لوندی هات می خوای به کجا برسی؟چشم و ابرو کج و کوله کردم و از زیر میز دستمو طرف م ر د و ن گ ی ش بردم، دم گوشش پچ زدم:به این، به عطر تنت که داره دیوونم میکنه.دستم‌ رو پس زد و گفت:اینجا جاش نیست!دوباره دستم رو به م ر د و ن گ ی ش رسوندم و لبم رو با زبونم تر کردم و گفت:پایین توی پارکینگ...حرفم تموم نشده بود که به خاطر فشار ریزی که به مر د و ن گ ی ش وارد کردم، کلافه از جا بلند شد و دستم رو کشید تا همراهیش کنم.بی توجه به بقیه و شلوغی از واحدی که مهمونی بود بیرون زدیم و با آسانسور به پارکینگ رفتیم.جاوید در عقب رو باز کرد و هلم داد روی صندلی، خیلی زود دامن رو بالا دادم و براش ق م ب ل کردم.مهم نبود اون عموم باشه یا من برادر زادش باشم، این وسط تنها چیزی که سر کشی می کرد عشق بی حد و مرز من بود.

  • نوع فایل PDF
  • تعداد صفحات 1100

نسخه سایت ما بدون شک بهترین نسخه و بدون غلط املایی میباشد

تمام نسخه های درون وب ناقص هستند تنها در این سایت ورژن کامل را دانلود کنید

صدای باز شدن سگک کمربندش توی ماشین پیچید و من از همیشه مشتاق تر باسنم رو تکون دادم.خودشو از پشت بهم چسبوند و دستی بین پاهام کشید.-برا کی اینجوری خ ی س شدی؟نفسم به شمار افتاد و بیشتر خودمو بهش مالیدم.-برای تو، جاوید!با حس مردونگی گرمش پشت ب ا س ن م دیگه هوش از سرم پرید. ا ل ت ش و با خیسی من آغشته به مایه لزج کرد و سرشو نزدیک گوشم اورد.-من چیکارتم؟تا خودشو روی سوراخ ک * ن م تنظیم کرد نالیدم:-عموی منی! بکن ت و ش آه…طی حرکت یهویی خودشو واردم کرد که از ترس جیغ بلندی کشیدم.دستش روی دهنم نشست و فشار داد.

  • لینک های دانلود
  • 0
  • 4,691
رمان های مشابه

دیدگاه کاربران