دانلود رمان فرزند من از سحر شعبانی

دانلود رمان فرزند من از سحر شعبانی

-

رمان درمورد دختری بنام باران که مادر خـود را وقتی به دنیا امده از دست داده و با پدرش اردلان زندگی مـیکنه تا اینکه فردی جدیـدی وارد زندگیش مـیشـه وحقایقـی برملا مـیشـه که

  • نوع فایل PDF

نویسنده رمان

دانلود رمان فرزند من pdf از سحر شعبانی با لینک مستقـیم

دانلود رمان فرزند من برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان سحر شعبانی مـیباشـد

موضوع رمان:عاشقانه

قسمت اول رمان فرزند من

عینکم را از روي چشمانم برداشت و در حالی که با نگـاهش تمام اعتماد به نفسم را مثل همـیشـه از من مـی ستاند با تمسخر گفت: خـوب حالا بگویم در عوض باختت از تـو چه مـی خـواهم یا اول بگذاریم تـو خـوب گریه هات را از شکستی که خـوردي بکنی و بعد بگم….. نگـاهم را از او گرفتم و با بغض و حرص گفتم: مـی شنوم…… شنیـدنی نیست!!!!! از لحن بی پروا و نگـاه شیطنت بار او پی به خـواستـه ي همـیشگی اش بردم و بلافاصله دستانم را بالا بردم و گفتم: هر چیزي جز این چیزي که مـی خـواهی…… او تمسخرالود با لحنی بی پروا گفت: اه تـو هم با این ادا هات شورش را در اوردي بهتر دیگر با من کورس نگذاري تـو که نمـی تـوانی از من ببري پس چرا شرط بگذاریم که بعد هم تـو مثل هر بار از من بخـواهی چیز دیگري از تـو بخـواهم…… سوار شو بایـد برگردیم دیگر نمـی خـواهم با تـو وقتم را هدر بدهم…… مـگر تـو با من خـونه ي مامان بزرگ نمـی ایینه مـگر مغز خر خـوردم که بخـواهم وقتم را با یک مشت ادم پیر و فرتـوت هدر بدهم….. یعنی من هم پیر و فرتـوت هستم….. او با نگـاه شیطنت بارش به طرفم خیره شـد و گفت: نیستی؟؟؟؟؟….. کوروش!!!!!…… من که چیزي نگفتم حالا برو سوار شو دارد دیرم مـیشـه

دانلود رمان جدید فرزند من از سحر شعبانی

  • لینک های دانلود
  • 0
  • 24
رمان های مشابه

بخش نظرات این مطلب از طرف مدیریت بسته شده است و امکان ارسال نظر وجود ندارد.