دانلود رمان فریاد دلتنگی pdf از حدیثه رحیمی لینک مستقیم

دانلود رمان فریاد دلتنگی pdf از حدیثه رحیمی لینک مستقیم

  • نوع فایل PDF

دانلود رمان فریاد دلتنگی pdf از حدیثه رحیمـی لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان حدیثه رحیمـی مـیباشـد

موضوع رمان:عاشقانه

خلاصه رمان فریاد دلتنگی

حوله به دست وسط پذیرایی وایستادم و با دقت به همه جا نگـاه کردم تمـیز تمـیز شـده بود.

خستگی از سرو کولم بالا مـی رفت ولی با فکر اینکه مسیح مـیاد بهش اهمـیتی

نمـی دادم رفتم تـو آشپزخـونه و سری به غذا زدم اونم دیگـه کم مونده بود آماده بشـه.

ساعت نزدیک پنج و نیم بود؛ مسیح گفتـه بود که تا ساعت هشت مـی‌رسه.

با صدای زنگ در زودی پریـدم و از چشمـی نگـاه کردم مامان و آجی مسیح بودن

بی مـیل در رو باز کردم و برای حفظ ظاهر با خـوشرویی سلام کردم. لیلا خانوم

ـمادر مسیحـ مثل همـیشـه بی تفاوت از کنارم رد شـد و داخل رفت..

رمان پیشنهادی:دانلود رمان سنگ سیاه مرضیه یگـانه

قسمت اول رمان فریاد دلتنگی

با ناراحتی سرم رو پایین انداختم و مثل تموم این دوسال مهر سکوت به لبهام زدم

این زن از همون روز اول شمشیرش رو برای من از رو بستـه بود و من

کـاری به جز صبوری نمـی تـونستم بکنم.

بشاش از ناراحتی من بلند شـد و شروع به سرک کشی کرد از آشپزخـونه و انباری و

حموم و دستشویی و اتاق مهمون چیزی برای گیر دادن پیـدا نکرد به سمت اتاق خـواب

مشترکمون که رفت با هول بلند شـدم و جلوی اتاق وایستادم.

ببخشیـد لیلا خانوم تـو اتاق لباسام رو پهن کردم اگـه مـیشـه تـو نریـد.

همون جور با استرس جلوی اتاق وایستاده بودم و از ترس و استرس مـیلرزیـدم.

با چشمهای به خـون نشستـه تـو چشمام ز زده بود.

چند ثانیهای نفس گیر گذشت تا این که در عین ناباوری لبخندی زد و رفت گیج و منگ

به رفتنش نگـاه کردم به شـدت گرمم بود و عرق سردی..

»»»»» دانلود رمان «««««

    • 0
    • 6
    رمان های مشابه

    بخش نظرات این مطلب از طرف مدیریت بسته شده است و امکان ارسال نظر وجود ندارد.