دانلود رمان وسوسه شیرین

دانلود رمان وسوسه شیرین

-

جولیا دختری که به زودی هجده ساله می‌شه، قراره به همسریِ کاسیو، مردی سخت و نفوذناپذیر دربیاد. مردی که چهارده سال ازش بزرگ تره، زنش به طرز مرموزی مرده، و دو بچه کوچیک داره.جولیا مثل خیلی از دختر‌های هم سن و سالش، به پیرهن‌های رنگارنگ، هنر، نقاشی و احساسات علاقمنده ولی سرگرمی‌های کاسیو، جرم و جنایات مافیا، شکنجه، پولشویی و هر از گاهی فاح*شه‌هاست. اون از این که جولیا شبیه دختر بچه‌هاست ناراضیه و سعی داره نحوه پوشش و آرایش اون رو مثل زن‌های اطرافش کنه. و در عین حال با دیدن معصومیت و رفتارش از فکر س*کس با کسی که ۱۴سال ازش کوچیک‌تره دچار تردید می‌شه…

  • نوع فایل PDF
  • تعداد صفحات 756

دانلود رمان وسوسه شیرین

هم اکنون کاملترین نسخه رمان وسوسه شیرین را در سایت دنیای رمان دانلود کنید

بدون شک این نسخه کاملترین نسخه رمان وسوسه شیرین میباشد

قسمتی از رمان وسوسه شیرین :

صدام خشن تر از چیزی بود که قصدشو داشتم، چون از دست خودم عصبانی بودم. نگاهش رو ازم گرفت و بدنش رو منقبض کرد.عذر خواهی تا نوک زبونم اومد ولی ازش عبور نکرد. انگشتم رو زیر تور بردم تا از پوستش جداش کنم و وقتی پوست نرمش رو لمس کردم اینچ به اینچِ بدنش دون دون شد. چاقو رو پایین بردم و پارچهی قطعا گرون قیمت رو بریدم.صدای خش خش این کار باعث شد جولیا تکون سریعی بخوره. وقتی چاقو به دامنش رسید عقب رفتم.جولیا در حالی که پشتش به من بود لباسش رو به آرومی پایین کشید و من نمیتونستم از کمر صافش که به نمایش گذاشته بود چشم بردارم. بالا تنه اش لخت بود و فقط یه شورت تانگ سفید خیلی کوتاه و باز به تن داشت. چشمهام روی لمب*رهای با سن بی نقصش خیره موند.
گویهای گردی که دلم میخواست گازشون بگیرم و آل*تم رو بینشون دفن کنم، آل*تی که با تماشا کردنش داشت سختتر میشد.– میتونم یه آبی به دست و روم بزنم؟صداش برانگیختگیِ رو به افزایشم رو به هم زد. ( دانلود رمان وسوسه شیرین )
– البته.خشونتِ لحنم باعث شد جولیا نگاهی بهم بندازه. بعدش به سرعت وارد سرویس شد. وحشت زده کردن همسر جوونم قبل از اینکه مال خودم کرده باشمش، کار به شدت احمقانهای بود.
در حالی که کراواتم رو شل میکردم به سمت صندلی رفتم و روش نشستم.حلقه ازدواجم، که مشابه همون قبلی بود، بنظر میرسید داره بهم دهن کجی میکنه. همونطور که به صدای آب گوش میدادم کراواتم رو کنارم گذاشتم.جولیا به صبر و توجه احتیاج داشت. دو خصلتی که من زیاد ازشون برخودار نبودم. و بعد از اون افتضاح با گایا، حتی کمتر هم شده بودند. دستهام رو روی پاهام گذاشتم و سعی کردم آرامش اعصابم رو بدست بیارم تا بتونم امشب با همسر جوونم درست رفتار کنم. نمیخواستم ازم زده بشه.

دانلود رمان وسوسه شیرین

  • لینک های دانلود
  • 0
  • 405
رمان های مشابه

دیدگاه کاربران