یزدان مردی خشن ،پسر یه خانواده پولدار که از وقتی نوجوان بوده خانواده اشو ترک کرد تا وارد آکـادمـی فوتبال بشـه و حالا تـوی سن 25 سالگی وقتی تـوی بهترین لیگ های خارجی بازی مـیکنه خبر مرگ پدر و مادرشو بهش مـیـدن و اون ناچار به بازگشت به ایران مـیشـه و متـوجه مـیشـه آهو یعنی خـواهر ناتنیش تـوی تصادف بینایی شو از دست داده و حالا بهترین فرصت واسش ایجاد مـیشـه تا انتقام تمام سال های دور از خـونه و خانواده بودنشو از اون دختر بگیره و با انواع شکنجه ها و حقارت ها اونو آزار مـیـده چون اونو مقصر جدا شـدن از عشقش مـیـدونه عشقـی که به خاطر اصرار های پی در پی پدر و مادرش برای ازدواج با آهو اونو ترک کرده بود و با کس دیگـه ازدواج کرده بوده . . .

مرگ ناهنگـام پدر لیکن باعث شـد که لیکن ۱۸ ساله را مجبور کند تا برای برادر و مادرش سنگ صبور باشـد. ظاهراً به نظر مـی رسیـد که از این اتفاق، لیکن محکم و انعطاف پذیر شـده است، اما درون او از یاس و ناامـیـدی پر شـده بود. در این زمان ویل کوپر وارد زندگی او مـی شود. جوان ۲۱ ساله ی جذابی که در همسایگی آن ها زندگی مـی کند. از لحظه ی آشنایی آن ها، ویل و لیکن وارد یک رابطه ی احساسی مـی شوند، و ویل امـیـد را در دل لیکن زنده مـی کند. رفت و آمد های روزانه برای آن ها دردآور مـی شود طوری که هر لحظه درگیر این موضوع مـی شوند که یک تعادلی را بین احساسات خـود برقرار کنند فقط به این خاطر که بتـوانند در کنار هم بمانند، و در این مـیان رازی وجود دارد که آن ها را از هم جدا مـی کند…

قصه از اونجایی شروع مـیشـه که #آرام و #نیهاد تـوی یک سفر و اتفاق ناگـهانی آشنا مـیشن اما چطوری باهم برخـورد مـیکنن؟ آرامـی که زندگی سختی داشتـه و لج باز و مغروره پسری که چیزی به جز آرامش خـودش براش اهمـیتی نداره…اما اتفاقات تلخ و شیرینی که براشون پیش مـیاد سرنوشتشون رو چجوری مـینویسه؟؟ ….

 چیزی از پا گذاشتن دختر کوچولوی معصوم به آن خانه نقلی و پرمحبت نگذشتـه بود که سر و کله انسان دیوصفتی پیـدا شـد و خـورشیـد را از آسمانشان دزدیـد.‌ آرزوهای آزیتا غروب کرد و ناامـیـدی دنیایش را در بر گرفت. مدت‌ها از آن اتفاق مـی‌گذشت. درست در بیست و پنجمـین سالگرد مرگ رویاهای دخترانه‌اش تصمـیم گرفت که با یک هدف بزرگ، وارد عمارت کوروش شود. او مـی‌خـواست ماهی شود و مـیان ناامـیـدی‌ها در تابان‌ترین شکل خـود بدرخشـد و امـیـد را فریاد بزند.

مجموعه کتاب خـون واقعی یکی از پر ارزش ترین کتاب های عاشقانه و درام است ، داستان این کتاب بر اساس تبهکـاران و جادوگران ساختـه شـده است ، که شب هنگـام خـواب ، مردگـان از قبر بیرون مـی آیند و خـون اشخاص را مـیمکند ، این داستان روایتی است از شـهر کوچکی در شمال غربی لوئیزیانا که در آن پیشخدمتی زندگی مـی کند و همچنین خـون واقعی یک مجموعه تلویزیونی درام آمریکـایی است که تـوسط آلن بال تـولیـد شـده است ، کتاب True Blood Collection از زندگی باور نکردنی این پیشخدمت تعریف مـی کند . در کتاب خـون واقعی پیشخدمت به دلیل تـوانایی بالای خـواندن و نوشتن و یک سری کـارهای فوق العاده و هیجان انگیز خـود بین همه مردم محبوب مـی شود ، در کتاب خـون واقعی نشان مـی دهد که این خدمتکـار که محبوب همه شـده چگونه به وسیله روح تبهکـاران و جادوگران اذیت مـی شود، عاشق مـی شود و...

مجموعه کتاب خـون واقعی یکی از پر ارزش ترین کتاب های عاشقانه و درام است ، داستان این کتاب بر اساس تبهکـاران و جادوگران ساختـه شـده است ، که شب هنگـام خـواب ، مردگـان از قبر بیرون مـی آیند و خـون اشخاص را مـیمکند ، این داستان روایتی است از شـهر کوچکی در شمال غربی لوئیزیانا که در آن پیشخدمتی زندگی مـی کند و همچنین خـون واقعی یک مجموعه تلویزیونی درام آمریکـایی است که تـوسط آلن بال تـولیـد شـده است ، کتاب True Blood Collection از زندگی باور نکردنی این پیشخدمت تعریف مـی کند . در کتاب خـون واقعی پیشخدمت به دلیل تـوانایی بالای خـواندن و نوشتن و یک سری کـارهای فوق العاده و هیجان انگیز خـود بین همه مردم محبوب مـی شود ، در کتاب خـون واقعی نشان مـی دهد که این خدمتکـار که محبوب همه شـده چگونه به وسیله روح تبهکـاران و جادوگران اذیت مـی شود، عاشق مـی شود و...

داستان خـون واقعی از یک بار و دختری با نام سوکی استکهاوس شروع مـی شود. دختری که تـوانایی ذهن خـوانی دارد و با مردی به نام بیل آشنا مـی شود که خـون آشام است. در جلد چهارم مـی خـوانیم که جادوگران وارد ماجرا مـی شوند و طلسمـی روی اریک به کـار مـی برند. از آن سو حادثه ای برای جیسون برادر سوکی رخ مـی دهد و....... زمان برگشت از محل کـار یادداشتی را پیـدا کردم که به در چسبیـده بود. در بار مرلات شیفت ناهار تا اوایل بعد از ظهر را بر عهده داشتم اما چون آخر دسامبر بود، هوا زود تاریک مـی شـد. پس دوست پسر سابقم بیل ( بیل کـامپتـون یا همونطور که طبق معمول در بار مرلات خطاب مـی شود، خـون آشام بیل ) بایـد پیام را یک ساعت پیش برایم گذاشتـه باشـد. نمـی تـواند قبل از تاریک شـدن هوا بیـدار شود.

در این جلد بیل در حال انجام ماموریتی سری برای مکله لوئیزیانا است که از اریک پنهانش کرده بعد از مدتی اریک به سوکی خبر مـی ده که بیل تـوسط خـون اشامهای مـی سی سی پی دزدیـده شـده و احتمالش هست که کشتـه شـده باشـه اما سوکی سعی مـی کنه با استفاده از قدرت ذهن خـوانیش بیل رو پیـدا کنه و ...

اندی بلفلور، مست مست شـده بود. و این برای او یک حالت عادی نبود - باور کنیـد؛ من همه ی مست های بن تمپس را مـی شناسم. چند سال کـار کردن در بار سم مرلات، من را به قدر کـافی با این افراد آشنا کرده. اما اندی بلفلور، پسر یکی از افراد بومـی منطقه و کـارآگـاه نیروی انتظامـی بون تمپس، هیچ گـاه در بار مرلات مست نکرده بود؛ و من هم آنقدر کنجکـاو بودم که به این فکر کنم که چرا امشب یک استثنا بود.....

وقتی که به بار آمد، مدت ها بود که منتظر دیـدن یک خـون آشام بودم.از وقتی که چهار سال پیش خـون آشام ها از تابوت بیرون آمدند ( همان طور که با خنده به داخل آن رفتـه بودند)، امـیـدوار بودم که یکی از آن ها به بون تمپس بیایـد. در شـهر کوچک مان از همه ی اقلیت های دیگر داشتیم چرا از جدیـدترین شان، که قانونا مرده حساب مـی شـدند، نداشتـه باشیم؟ اما لوئیزینای شمالی با آن حال و هوای روستایی اش خیلی هوس خـون آشام ها را نداشتف از سوی دیگر نیواورلئان، مرکزی واقعی برای آن ها بود یک چیز کـاملا آن رایسی ، درستـه ؟