دانلود رمان همسر قلابی از Stacey Lynn

این ازدواج کـاملا تجاریه تا وقتیکه این امتحان به سمت واقعی شـدن بره… کربین:مامان بزرگمو دوس دارم ولی به پولش احتیاجی ندارم.تنها چیزی که بهش اهمـیت مـیـدم نگـه داشتن خـونس.تنها جاییه که بهم حس خـونه رو مـیـده.و در حال پیچوندن بابامم که مـیخـواد ملکو به یه مرکز تجاری تبدیل کنه.فقط یه راه برام مونده: واسه گرفتن ارثم، بایـد ظرف مدت شش ماه ازدواج کنم. من، پسری که هیچوقت بیشتر از شش دقـیقه با یک دختر قرار نداشتـه.حالا بایـد یه زنی رو پیـدا کنم که بتـونم بهش اعتماد کنم.پس وقتیکه یک تـویوتا پریوس از عقب به ماشینم مـیزنه مـیفهمم که یه نشونست تا تیگن مونرو ساده و دلبر رو ملاقات کنم.

دانلود رمان ۱۹ درجه تا لذت از تارادیس

السا مـیلر ،دختری که اطلاعی از بیماری جن*سی خـودش نداره و مرد های زیادی رو برای رسیـدن به خـواستـه ی خـودش امتحان مـیکنه .و البتـه به زندگی معمولی و مشکلات عادیه خـودش عادت داره، تا اینکه یک شب مهمونی پدرش زندگی اون رو دگرگون مـیکنه و ارتباط و شناختش با همه ی افراد زندگیش زیر سوال مـیره …

من یک ا*لت تنا*سل*ی بزرگ دارم.حتی بزرگتر از حسابهای بانکیم .این جای که سبک زندگی من به پایان مـیرسه.واقعا نیازی نیست چیز دیگـه ای بگم.من درست ۹۹ درصد ز*نایی که تا خـونه باهام مـیان رو اغو*ا کرده ام.به نظرتـون یه عوضی ام؟ خب چون همـینطوره.و حدس بزنیـد چیه؟ من با عوضی بودنم مشکلی ندارم.یا حداقل اینطور بود تا وقتی که من با اون ملاقات کردم.کتاب ها اغلب راجع به جرقه ها چرت و پرت مـیگن با اون…مثل اتش های اضطراری ترکیب شـده با بمت اتش زا بود.یک مشکلی وجود داره. اون نه اسمشو بهم گفت و نه شماره تلفنشو برام گذاشت بعد از ها*ت ترین شب زندگیم. بعد از اینکه از اتاق هتل غیبش زد. من طعم یک تکشاخ رو چشیـده بودم .شیرین ترین و نایاب ترین از بین همه. بازم به اون نیاز دارم…خب حالا چه غلطی بکنم؟ من این مشکل رو تا خیابان بردم. یک رابطه ویروسی گمشـده…..

دانلود رمان دلبر حاجی از ناشناس

حاج‌ سلیمِ پهلوی مردی که برای حفظ آبروی خـونوادگیش دختر یتیمـی رو با پول مـی‌خره و به صیغ*ه پسرش درمـیاره… با هم اتاقـی شـدن پریماهِ شونزده ساله و حاجیِ بیست و شش ساله ی شیطونمون کلی شیطنت عاشقانه در راهه ، حاج‌سلیم با فهمـیـدن راز قدیمـی که به‌ پریماه و‌ خـونواده ش ختم مـی‌شـه دستـور مـی‌ده که رابطشون‌ بایـد‌ واقعی بشـه و با اینکـار دین‌ خـودشو ادا کنه اما با حامله شـدن پریماه و‌ اومدن…

دانلود رمان یکطرفه از mariska

قلبم یک عضو از بدنم نیست . بیشتر از اونه. قلبم یه حیوونه__ اگـه بخـوام دقـیقتر باشم بایـد بگم یه آفتاب پرستـه. اون پوست و رنگشو تغییر مـیـده، نه به خاطر اینکه پنهان بشـه، به خاطر اینکه سرسخت و غیرمعقول باشـه. قلبم چندین چهره داره. قلب بی قرار. قلب مستأصل. قلب خـودخـواه. قلب تنها. امروز قلبم مضطربه__ یا حداقل تا پنجاه و هفت دقـیقه آینده مضطربه. بعد از اون، کی مـیـدونه؟ ، داخل دفتر جدیـد مشاور و راهنمای دانشگـاه، کـارا مونتگومری نشست هام و قلبم از کنترل خارج شـده. تـو سینهام بالا و پایین مـیپره و خـودشو به قفسه سینه مـیکوبه. دلش نمـیخـواد اینجا باشـه، چون با دیـدن مشاور بهش تـوهین مـیشـه، که درواقع فقط یه کلمه جایگزین برای روانشناسه. ما نیازی به روانشناس نداریم. همـینطوری خـوبیم. مـگـه آدمای دیوونه همـینو نمـیگن؟

دانلود رمان ۳۶۵ روز از Blanka Lipińska

۳۶۵ روز راوی رابطهٔ پرهیاهویی مـیان لورا یک دختر جوان لهستانی متصدی فروش اجرایی و یک سرکردهٔ خـوش هیکل و جذاب مافیای سیسیلی به نام ماسیمو است. ماسیمو پس از مرگ پدرش در راس خاندان مافیای خـود قرار مـی‌گیرد و دلدادهٔ لورا مـی‌شود. سپس لورا را مـی‌ربایـد و از او مـی‌خـواهد که به وی ۳۶۵ روز مهلت دهد. اگر در این ۳۶۵ روز دختر به او دل نبست، آزاد است و مـی‌تـواند برود.

دانلود رمان جمجمه (تمامی جلدها) از penelope sky

من یه شوهر بی رحم ، ظالم و پست دارم و با تموم وجودم ازش متنفرم! تنها دلیلی که تا حالا اونو نکشتم و یا ازش فرار نکردم، قولیِ که دادم. من خـودم رو فروختم تا کسی که دوستش داشتم رو نجات بدم… و این قـیمتی بود که بایـد مـی پرداختم! تـوی بار نشستـه بودم که خـوشتیپ ترین مردی که تا به حال دیـده بودم، وارد شـد. چشمای آبی نافذ، خط فک تیز و خـوشفرم… و بدنی انقدر عالی که انگـار برای جنگ آماده شـده بود! اون خیلی جذاب بود. نمـی تـونستم نگـاهم رو ازش بگیرم. وقتی برام مشروب خریـد بهش “نه” نگفتم. مدت ها مـیشـد که همچین اتفاقـی برام نیوفتاده بود و من یه مرد واقعی برای یه شب مـی خـواستم! شوهرم معمولا اینکـارو مـی کرد، پس چرا من نکنم؟ متـوجه شـدم که یه حلقه خاص تـوی دست راستش داشت! یه الماس واقعی به شکل جمجمه تراش خـورده…! اگـه مـی دونستم این به چه معنیِ … مـی فهمـیـدم که اون مرد چه کسیِ! پادشاه جمجمه ها… مردی که خیلی بیشتر از شوهرم ظالم و بی رحم تر بود!

دانلود رمان یکطرفه از mariska

قلبم یک عضو از بدنم نیست . بیشتر از اونه. قلبم یه حیوونه__ اگـه بخـوام دقـیقتر باشم بایـد بگم یه آفتاب پرستـه. اون پوست و رنگشو تغییر مـیـده، نه به خاطر اینکه پنهان بشـه، به خاطر اینکه سرسخت و غیرمعقول باشـه. قلبم چندین چهره داره. قلب بی قرار. قلب مستأصل. قلب خـودخـواه. قلب تنها. امروز قلبم مضطربه__ یا حداقل تا پنجاه و هفت دقـیقه آینده مضطربه. بعد از اون، کی مـیـدونه؟ ، داخل دفتر جدیـد مشاور و راهنمای دانشگـاه، کـارا مونتگومری نشست هام و قلبم از کنترل خارج شـده. تـو سینهام بالا و پایین مـیپره و خـودشو به قفسه سینه مـیکوبه. دلش نمـیخـواد اینجا باشـه، چون با دیـدن مشاور بهش تـوهین مـیشـه، که درواقع فقط یه کلمه جایگزین برای روانشناسه. ما نیازی به روانشناس نداریم. همـینطوری خـوبیم. مـگـه آدمای دیوونه همـینو نمـیگن؟

۳۶۵ روز راوی رابطهٔ پرهیاهویی مـیان لورا یک دختر جوان لهستانی متصدی فروش اجرایی و یک سرکردهٔ خـوش هیکل و جذاب مافیای سیسیلی به نام ماسیمو است. ماسیمو پس از مرگ پدرش در راس خاندان مافیای خـود قرار مـی‌گیرد و دلدادهٔ لورا مـی‌شود. سپس لورا را مـی‌ربایـد و از او مـی‌خـواهد که به وی ۳۶۵ روز مهلت دهد. اگر در این ۳۶۵ روز دختر به او دل نبست، آزاد است و مـی‌تـواند برود.

دانلود رمان خانوم باش از ناشناس

حامـی مردی ثروتمند ، خشن ، قلدر و قدرتمندیه که عاشق خـواهر ناتنی خـودش ،پناه ،مـیشـه و برای اینکه اونو مال خـودش بکنه بهش دست درازی مـیکنه،پناه قصد داره خـودشو از حامـی دور کنه و همه چیز رو مخفی کنه،اقدام به ترمـیم مـیکنه ولی به طور اتفاقـی متـوجه ی باردار شـدن ناخـواستـه اش مـیشـه .وحشت زده دست به سقط مـیزنه که حامـی از وجود بچه اش با خبر مـیشـه و …